انواع سبک های یادگیری در روانشناسی به این موضوع میپردازد که افراد ممکن است در شیوه دریافت، پردازش و سازماندهی اطلاعات با یکدیگر تفاوت داشته باشند. برای یک نفر، دیدن یک نمودار میتواند فهم موضوع را آسانتر کند؛ فرد دیگری ترجیح میدهد درباره همان موضوع صحبت کند یا آن را با یک مثال واقعی تجربه کند. اما این تفاوتها به این معنا نیست که هر فرد فقط با یک روش خاص میتواند یاد بگیرد.
شناخت سبک یادگیری میتواند به ما کمک کند هنگام مطالعه، آموزش یا انتخاب روشهای یادگیری در روانشناسی، آگاهانهتر عمل کنیم. همچنین اگر در مسیر آمادگی برای کنکور ارشد روانشناسی هستید، انتخاب درست منابع کنکور روانشناسی هم در کنار شناخت روش مطالعه، نقش مهمی در داشتن یک برنامه مطالعاتی هدفمند دارد.
سبک یادگیری چیست و چرا اهمیت دارد؟
سبک یادگیری اصطلاحی نسبتاً گسترده است و در نظریههای مختلف، تعریف یکسانی ندارد. در یک نگاه، سبک یادگیری به ترجیحات فرد در مواجهه با اطلاعات و فعالیتهای آموزشی اشاره میکند؛ در دیدگاههای دیگر، ویژگیهایی از شیوه پردازش شناختی، انگیزه، تعامل اجتماعی یا شرایط فیزیکی یادگیری نیز در نظر گرفته میشود.
به همین دلیل، وقتی از سبک یادگیری صحبت میکنیم، نباید تصور کنیم یک ویژگی ثابت و تغییرناپذیر مانند قد یا گروه خونی را اندازه میگیریم. حتی در مدلهایی که افراد را در چند گروه قرار میدهند، ممکن است یک فرد در موقعیتهای مختلف از روشهای متفاوتی استفاده کند.
برای مثال، دانشجویی را تصور کنید که هنگام یادگیری یک نظریه روانشناختی ابتدا ترجیح میدهد متن کتاب را بخواند، بعد یک نمودار از مفاهیم آن رسم کند و در نهایت درباره آن با دوستش بحث کند. آیا باید او را فقط «دیداری» یا فقط «کلامی» بدانیم؟ لزوماً نه.
این نکته بهویژه در مورد مدلهایی مانند VARK اهمیت دارد؛ حتی خود این مدل نیز تأکید میکند که افراد میتوانند بیش از یک ترجیح داشته باشند و الزاماً در یک شیوه ثابت محدود نمیشوند.
بنابراین، شناخت سبک یادگیری بیشتر از آنکه برای برچسبزدن افراد مفید باشد، میتواند برای شناخت ترجیحات، انتخاب راهبردهای متنوع و افزایش انعطافپذیری در یادگیری مورد استفاده قرار گیرد.
انواع سبک ها یادگیری در روانشناسی
برای انواع سبک های یادگیری در روانشناسی دستهبندیهای مختلفی ارائه شده است. بعضی مدلها بیشتر بر نحوه پردازش اطلاعات تمرکز دارند، بعضی بر تجربه و فعالیت، برخی بر شیوه تعامل فرد با محیط آموزشی و گروه و برخی نیز بر نوع اطلاعاتی که فرد ترجیح میدهد دریافت کند.
سبک های یادگیری شناختی / Cognitive Learning Styles
سبک های یادگیری شناختیبه تفاوتهایی در شیوه ادراک، تفکر، سازماندهی و پردازش اطلاعات مربوط میشوند. در روانشناسی شناختی، «سبک شناختی» معمولاً به الگوهای نسبتاً پایدار در نحوه ادراک، تفکر، یادآوری و حل مسئله اشاره دارد.
دو نمونه شناختهشده در این حوزه عبارتاند از وابستگی یا نابستگی به زمینه و سبک تکانشی یا تأملی.
- سبک یادگیری وابسته به زمینه و نابسته به زمینه
افراد وابسته به زمینه معمولاً در پردازش اطلاعات بیشتر تحت تأثیر زمینه کلی قرار میگیرند و ممکن است درک اطلاعات را در ارتباط با محیط یا ساختار کلی آن آسانتر بدانند.
در مقابل، افراد نابسته به زمینه تمایل بیشتری به جدا کردن عناصر از زمینه و سازماندهی مستقل اطلاعات دارند. این تفاوت در پژوهشهای مربوط به سبک شناختی، بهویژه در آثار ویتکین و همکاران، مورد توجه قرار گرفته است.
برای مثال، در یک تکلیف پیچیده ممکن است فرد نابسته به زمینه راحتتر بخشهای اصلی یک مسئله را از اطلاعات اضافی جدا کند، در حالی که فرد وابسته به زمینه بیشتر به ساختار کلی و ارتباط میان اجزای موقعیت توجه داشته باشد.
البته نباید از این تفاوت نتیجه گرفت که یکی از این دو سبک «بهتر» است. کاربرد هر یک میتواند با نوع تکلیف و محیط یادگیری تغییر کند.
- سبک یادگیری تکانشی و تأملی
در این تقسیمبندی، تفاوت اصلی به سرعت پاسخدادن و میزان مکث فرد پیش از انتخاب پاسخ مربوط میشود.
فردی با گرایش تکانشی ممکن است در مواجهه با یک سؤال یا مسئله سریعتر پاسخ دهد، حتی اگر احتمال خطا بیشتر باشد. فرد تأملی معمولاً زمان بیشتری برای بررسی گزینهها و پیامد پاسخ خود صرف میکند.
برای مثال، در یک سؤال چندگزینهای، دانشآموز تأملی ممکن است چند گزینه را با دقت مقایسه کند، در حالی که دانشآموز تکانشی سریعتر به نتیجه برسد.
این ویژگی نیز بهتنهایی تعیین نمیکند چه کسی یادگیرنده بهتری است؛ زیرا سرعت و دقت موردنیاز در تکالیف مختلف یکسان نیست.
سبکهای یادگیری عاطفی / Affective Learning Styles
در برخی مدلهای یادگیری، جنبههای عاطفی نیز در نظر گرفته میشوند. انگیزه، پشتکار، مسئولیتپذیری، علاقه، میزان تحمل ناکامی و نیاز به ساختار از جمله عواملی هستند که میتوانند بر تجربه یادگیری اثر بگذارند.
برای نمونه، دو دانشجو ممکن است از نظر توانایی شناختی شرایط مشابهی داشته باشند، اما یکی زمانی بهتر کار کند که برنامه مشخص و چارچوب روشنی داشته باشد و دیگری زمانی عملکرد بهتری نشان دهد که آزادی بیشتری در انتخاب روش مطالعه داشته باشد.
در مدل دان و دان، مؤلفههای عاطفی از جمله انگیزش، پشتکار، مسئولیتپذیری و نیاز به ساختار در کنار عوامل محیطی، اجتماعی، فیزیولوژیک و روانشناختی بررسی میشوند.
سبکهای یادگیری فیزیولوژیکی / Physiological Learning Styles
عوامل فیزیولوژیکی نیز در برخی مدلهای سبک یادگیری مورد توجه قرار گرفتهاند. در این دیدگاه، شرایط بدنی و الگوهای جسمانی میتوانند بر نحوه مطالعه و تمرکز فرد تأثیر بگذارند.
برای مثال، برخی افراد ممکن است صبحها تمرکز بیشتری داشته باشند و برخی دیگر در ساعات پایانی روز عملکرد بهتری نشان دهند. نیاز به حرکت، وضعیت بدنی هنگام مطالعه و برخی ترجیحات حسی نیز در مدلهایی مانند مدل دان و دان مورد توجه قرار گرفتهاند.
البته این موارد را نباید با این ادعا اشتباه گرفت که مغز یک فرد فقط در یک زمان مشخص یا از یک مسیر حسی خاص قادر به یادگیری است. اینها بیشتر به تفاوتهای فردی در شرایط یادگیری و ترجیحات مربوط میشوند.
سبک های یادگیری مدل VARK
یکی از شناختهشدهترین مدلها برای توضیح ترجیحات یادگیری، مدل VARK است که توسط نیل فلمینگ و چارلز میلز مطرح شد.
VARK از چهار حرف تشکیل شده است:
- V = Visual؛ دیداری
- A = Aural؛ شنیداری
- R = Read/Write؛خواندن/نوشتن
- K = Kinesthetic؛حرکتی یا تجربی
نکته مهم این است که VARK بیشتر درباره ترجیحات فرد برای دریافت و کارکردن با اطلاعات صحبت میکند و حتی منابع رسمی این مدل نیز تأکید میکنند که افراد نباید به شکل برچسبهای ثابت در یک گروه قرار بگیرند.
- سبک یادگیری بصری یا دیداری (Visual)
یادگیرندهای که ترجیح دیداری دارد، ممکن است با نمودارها، نقشهها، جدولها، فلوچارتها و نمایشهای بصری ارتباط بهتری برقرار کند. برای چنین فردی، تبدیل یک متن طولانی به یک نمودار مفهومی میتواند به سازماندهی اطلاعات کمک کند.
در VARK، «دیداری» معنای نسبتاً مشخصی دارد و بیشتر به نمایش گرافیکی اطلاعات مانند نمودار و نقشه اشاره میکند؛ بنابراین صرفاً تماشای عکس یا فیلم بهتنهایی معادل سبک Visual نیست.
- سبک یادگیری شنیداری (Auditory)
در این شیوه، فرد ممکن است ترجیح دهد اطلاعات را از طریق شنیدن، گفتوگو، توضیح شفاهی، بحث گروهی یا توضیح دادن مطلب برای دیگران پردازش کند. برای مثال، یک دانشجو ممکن است بعد از خواندن فصل، آن را برای خودش با صدای بلند توضیح دهد یا درباره نکات دشوار با همکلاسیاش گفتوگو کند.
- سبک یادگیری خواندن/نوشتن (Reading/Writing) یا کلامی
در این حالت، اطلاعات نوشتاری نقش پررنگتری دارد. مطالعه کتاب، جزوه، فهرستنویسی، خلاصهنویسی و بازنویسی مفاهیم میتواند با ترجیحات این گروه هماهنگ باشد. برای مثال، دانشجویی که بعد از هر جلسه درس نکات اصلی را با زبان خودش بازنویسی میکند، ممکن است از راهبردهای سازگار با این ترجیح استفاده کند.
- سبک یادگیری لمسی-حرکتی (Kinesthetic/Tactile)
در VARK، Kinesthetic صرفاً به «حرکت دادن بدن» محدود نمیشود. تجربه واقعی، مثال، تمرین، شبیهسازی، مطالعه موردی و ارتباط دادن یک مفهوم با موقعیت واقعی نیز در این ترجیح قرار میگیرند. مثلاً اگر دانشجو مفهوم یک نظریه روانشناختی را با بررسی یک مورد بالینی بهتر بفهمد تا صرفاً با خواندن تعریف آن، استفاده از مثال و مطالعه موردی میتواند برای او مفید باشد.
- سبک یادگیری ترکیبی (Multi-modal)
همه افراد فقط یک ترجیح ندارند. در VARK، فرد ممکن است همزمان دو، سه یا هر چهار ترجیح را داشته باشد که به آن Multi-modalگفته میشود.
این موضوع در عمل اهمیت زیادی دارد، چون یادگیری واقعی معمولاً از چند مسیر مختلف تشکیل میشود. ممکن است فردی برای فهم اولیه یک مفهوم آن را بخواند، برای تثبیت آن نمودار بکشد و برای کاربردش یک مثال واقعی بررسی کند.
بنابراین، ترکیبی بودن سبکها الزاماً نشانه سردرگمی نیست؛ میتواند نشاندهنده انعطاف بیشتر در استفاده از راهبردهای مختلف باشد.
سبک های یادگیری کلب
مدل یادگیری تجربی کلب بر این ایده استوار است که یادگیری فقط دریافت اطلاعات نیست؛ تجربه، مشاهده، مفهومسازی و آزمودن ایدهها نیز بخشی از چرخه یادگیری هستند.

در مدل کلب چهار سبک اصلی مطرح شده است: واگرا، جذبکننده، همگرا و انطباقیابنده.
- سبک یادگیری همگرا
یادگیرنده همگرا معمولاً تمایل دارد ایدهها و مفاهیم را به مسئلههای مشخص و راهحلهای عملی تبدیل کند. در چنین حالتی، فرد ممکن است از یادگیری مفهومی زمانی بیشتر بهره ببرد که بتواند آن را برای حل یک مسئله مشخص به کار بگیرد.
- سبک یادگیری واگرا
افراد با گرایش واگرا معمولاً از مشاهده یک تجربه یا مسئله از چند زاویه مختلف استفاده میکنند. تخیل، توجه به دیدگاههای متفاوت و بررسی یک موقعیت از زوایای گوناگون در این سبک اهمیت بیشتری دارد. برای مثال، در یک بحث روانشناختی، فرد واگرا ممکن است قبل از رسیدن به نتیجه نهایی، چند توضیح احتمالی برای یک رفتار مطرح کند.
- سبک یادگیری جذبکننده
در سبک جذبکننده، فرد تمایل دارد اطلاعات پراکنده را در قالب یک چارچوب منطقی و منسجم سازمان دهد. خواندن نظریهها، دستهبندی مفاهیم و ساختن یک مدل ذهنی منظم میتواند با این شیوه هماهنگ باشد.
- سبک یادگیری انطباق یابنده
یادگیرنده انطباقیابنده بیشتر از تجربه عملی و آزمودن ایدهها در موقعیت واقعی استفاده میکند. برای او ممکن است انجام دادن، آزمایش کردن و یادگیری از نتیجه تجربه اهمیت بیشتری نسبت به باقی ماندن در سطح نظری داشته باشد.
سبک های یادگیری گراشا – ریچمن
مدل گراشا–ریچمن بیشتر به نحوه تعامل دانشجو با معلم، همکلاسیها و محیط آموزشی توجه دارد. این مدل شش سبک را معرفی میکند: رقابتطلب، همکاریخواه، اجتنابکننده، مشارکتطلب، وابسته و مستقل.
- سبک یادگیری رقابت طلب
فرد رقابتطلب معمولاً انگیزه بیشتری برای مقایسه عملکرد خود با دیگران، کسب نمره بهتر و دریافت بازخورد مثبت دارد. رقابت برای چنین فردی میتواند محرکی برای مشارکت در فعالیتهای آموزشی باشد.
- سبک یادگیری همکاریخواه
در سبک همکاریخواه، فرد از تبادل ایده، کار گروهی و یادگیری همراه با دیگران استقبال میکند. بحث گروهی و پروژههای مشارکتی میتوانند برای این افراد جذابتر باشند.
- سبک یادگیری اجتنابکننده
فرد اجتنابکننده علاقه کمتری به مشارکت فعال در فعالیتهای کلاس دارد و ممکن است نسبت به فضای آموزشی یا محتوای درس اشتیاق زیادی نشان ندهد. این سبک لزوماً به معنای ناتوانی در یادگیری نیست؛ ممکن است نشاندهنده نوعی ترجیح یا نگرش نسبت به محیط آموزشی باشد.
- سبک یادگیری مشارکت طلب
افراد مشارکتطلب معمولاً از حضور در کلاس، بحث، فعالیتهای آموزشی و مشارکت در تکالیف استقبال میکنند. برای آنها، یادگیری صرفاً دریافت منفعلانه اطلاعات نیست و درگیر شدن با محتوای آموزشی اهمیت دارد.
- سبک یادگیری وابسته
یادگیرنده وابسته معمولاً ساختار، دستورالعمل روشن و راهنمایی معلم را ترجیح میدهد. وقتی دقیقاً بداند چه چیزی باید بخواند، چه تکلیفی انجام دهد و از کجا شروع کند، ممکن است احساس اطمینان بیشتری در فرایند یادگیری داشته باشد.
- سبک یادگیری مستقل
یادگیرنده مستقل ترجیح میدهد بخشی از مسیر یادگیری را خودش مدیریت کند. این افراد معمولاً از مطالعه مستقل، انتخاب منابع و تصمیمگیری درباره نحوه انجام تکلیف استقبال بیشتری میکنند.
سبکهای یادگیری فلدر – سیلورمن
مدل Felder–Silvermanابتدا با ابعاد بیشتری مطرح شد، اما شکل رایج آن چهار بعد اصلی را در نظر میگیرد:
- حسی – شهودی
- دیداری – کلامی
- فعالیتی – تأملی
- مرحلهای – کلی
این مدل بهویژه در پژوهشهای آموزشی و آموزش مهندسی مورد استفاده قرار گرفته است.
- سبک یادگیری حسی – شهودی
یادگیرنده حسی معمولاً به واقعیتهای مشخص، جزئیات، مثالها و روشهای عملی توجه بیشتری دارد. در مقابل، یادگیرنده شهودی بیشتر به مفاهیم، روابط، نظریهها و امکانهای جدید علاقهمند است.
برای مثال، در یادگیری یک مبحث علمی، فرد حسی ممکن است ابتدا بخواهد بداند «این مفهوم دقیقاً چگونه در عمل استفاده میشود؟» در حالی که فرد شهودی بیشتر به «این مفهوم چه ارتباطی با ایدههای دیگر دارد؟» توجه کند.
- سبک یادگیری دیداری – کلامی
این بعد به ترجیح فرد برای دریافت اطلاعات از طریق بازنمایی دیداری یا توضیح کلامی اشاره دارد. نمودار، شکل و تصویر میتواند برای فرد دیداری کمککننده باشد، در حالی که فرد کلامی ممکن است از توضیح نوشتاری یا شفاهی بیشتر بهره ببرد.
- سبک یادگیری فعالیتی – تأملی
یادگیرنده فعالیتی معمولاً با انجام دادن، بحث کردن و مشارکت فعال در یادگیری درگیر میشود. در مقابل، یادگیرنده تأملی تمایل دارد ابتدا درباره اطلاعات فکر کند و سپس پاسخ یا تصمیم خود را شکل دهد.
این تفاوت را میتوان در مطالعه نیز دید؛ یک نفر با حل سریع تمرینها بهتر پیش میرود و دیگری ترجیح میدهد ابتدا مطلب را مرور و در ذهنش تحلیل کند.
- سبک یادگیری مرحلهای – کلی
یادگیرنده مرحلهای معمولاً ترجیح میدهد مطالب را به صورت منظم و گامبهگام دنبال کند. یادگیرنده کلی ممکن است ابتدا تصویر بزرگتر موضوع را درک کند و سپس ارتباط میان بخشهای مختلف را پیدا کند.
به همین دلیل، فرد مرحلهای ممکن است از یک برنامه مطالعه فصلبهفصل استقبال کند، در حالی که فرد کلی ابتدا بخواهد بداند کل فصل یا موضوع در نهایت قرار است چه تصویری ایجاد کند.
انواع سبک های یادگیری دیگر
مدلهای یادگیری به موارد بالا محدود نمیشوند. بسته به نظریه روانشناختی یا آموزشی مورد استفاده، تقسیمبندیهای دیگری نیز دیده میشود.
سبک یادگیری منطقی یا تحلیلی
در این سبک، فرد تمایل بیشتری به نظم، رابطه علت و معلولی، دستهبندی اطلاعات و استدلال دارد. چنین فردی ممکن است هنگام مطالعه یک موضوع پیچیده، ابتدا مفاهیم اصلی را جدا کند و سپس رابطه میان آنها را پیدا کند.
برای نمونه، در مطالعه نظریههای شخصیت، ساختن جدول مقایسهای میان نظریهپردازان میتواند با این ترجیح هماهنگ باشد.
سبک اجتماعی یا بین فردی
در سبک اجتماعی، تعامل با دیگران بخشی از فرایند یادگیری است. بحث با همکلاسیها، کار گروهی، پرسش و پاسخ و توضیح دادن مطالب برای دیگران میتواند به پردازش اطلاعات کمک کند.

البته اجتماعی بودن در یادگیری به معنای آن نیست که فرد بهتنهایی قادر به یادگیری نیست؛ موضوع بیشتر به ترجیح و میزان استفاده از تعامل اجتماعی مربوط میشود.
سبک یادگیری انفرادی
در مقابل، برخی افراد هنگام مطالعه ترجیح میدهند محیط آرامتری داشته باشند و مسیر یادگیری خود را مستقل از گروه پیش ببرند. مطالعه در سکوت، برنامهریزی شخصی و انجام تکالیف بهصورت مستقل ممکن است برای این افراد مناسبتر باشد.
این ترجیح با «مستقل بودن» در مدل گراشا–ریچمن شباهت دارد، اما این دو اصطلاح الزاماً در همه نظریهها دقیقاً یک معنا ندارند.
سبک یادگیری طبیعی
سبک یادگیری طبیعی یا Naturalistic بیشتر با توجه به الگوهای موجود در طبیعت، موجودات زنده و دستهبندی پدیدههای طبیعی ارتباط دارد. این مفهوم بیشتر در چارچوب نظریه هوشهای چندگانه هاوارد گاردنر شناخته شده است و نباید آن را بدون توضیح، معادل یکی از مدلهای کلاسیک سبک یادگیری دانست.
برای مثال، فردی که از دستهبندی گیاهان، حیوانات یا مشاهده الگوهای طبیعی لذت میبرد، ممکن است در فعالیتهای مرتبط با این حوزه علاقه و توانایی بیشتری نشان دهد.
سبک یادگیری شما چیست؟
اگر بعد از خواندن این مقاله احساس کردید که در چند دسته قرار میگیرید، اتفاقاً نتیجه عجیبی نیست. انواع سبک های یادگیری در روانشناسی مدلهای متفاوتی برای توصیف تفاوتهای میان افراد ارائه میکنند و هر کدام از زاویهای خاص به یادگیری نگاه میکنند. ممکن است یک نفر در مدل VARK ترجیح دیداری داشته باشد، در مدل کلب در گروه دیگری قرار بگیرد و در مدل گراشا–ریچمن ویژگیهای مشارکتطلب و مستقل را همزمان نشان دهد.
به همین دلیل، بهتر است از این مدلها برای شناخت ترجیحات خود و پیدا کردن راهبردهای متنوع مطالعه استفاده کنیم، نه برای اینکه به خودمان یک برچسب ثابت بزنیم.
همچنین باید میان ترجیح یادگیری و توانایی یادگیری تفاوت گذاشت. اینکه فردی مطالعه با نمودار را دوست دارد، به این معنا نیست که بدون نمودار نمیتواند یاد بگیرد. همانطور که ترجیح مطالعه انفرادی به این معنا نیست که فرد نمیتواند در یک گروه آموزشی موفق باشد.
اگر در مسیر مطالعه روانشناسی و آمادگی برای کنکور هستید، داشتن منابع معتبر و دسترسی به مطالب تخصصی میتواند در کنار انتخاب روش مطالعه مناسب، مسیر یادگیری را هدفمندتر کند. روان مستر نیز با تمرکز بر منابع و اطلاعات موردنیاز دانشجویان و داوطلبان روانشناسی، میتواند نقطه شروع مناسبی برای پیدا کردن مطالب و منابع موردنیاز این مسیر باشد.
سوالات متداول
آیا نظریه سبکهای یادگیری از نظر علم روانشناسی مدرن و عصبشناسی یک واقعیت علمی است یا یک افسانه آموزشی؟
خودِ تفاوتهای فردی در نحوه پردازش و ترجیح اطلاعات قابل انکار نیست، اما همه نظریههای سبک یادگیری از پشتوانه علمی یکسانی برخوردار نیستند و درباره برخی مدلها اختلافنظر جدی وجود دارد.
آیا سبک یادگیری یک فرد با افزایش سن، تجربه یا تغییر مقطع تحصیلی دچار تغییر میشود؟
سبک یادگیری را نباید یک ویژگی کاملاً ثابت و تغییرناپذیر در نظر گرفت. تجربه، شرایط آموزشی و نوع تکلیف میتوانند بر ترجیحات و شیوههای مورد استفاده فرد اثر بگذارند.
افراد دارای اختلال نقص توجه و بیشفعالی (ADHD) معمولاً چه سبک یادگیری غالبی دارند؟
ADHD بهخودیخود یک «سبک یادگیری» مشخص و واحد ایجاد نمیکند. نیازهای یادگیری افراد مبتلا به ADHD میتواند متفاوت باشد و بهتر است به جای نسبت دادن یک سبک ثابت، ویژگیهای توجه، عملکرد اجرایی و شرایط یادگیری فرد بررسی شود.